قسمت دوم
چند روزیه که اینجا هستم. این پنجره با ميله های فلزی بزرگتر
از چيزیه که انتظارشو داشتم. وقتی از پنجره نگاه ميکنی ميتونی
موجهای آب رو ببينی و مرغهای ماهيگير که روی آب پرواز ميکنن.
امروز 1225 خيلی بيقراری ميکرد فکر کنم داره به آخر خط کم کم نزديک
ميشه. سروصداش هنوز تو سرمه. تو اتاق کنار من 3027-ه که 1319
امروز ميگفت آدم مشکوکی به نظر ميرسه --فردا بيشتر مينويسم.
امین.
2
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 10:54 قبل از ظهر  توسط امین
|