سلام
(تکه ای از آهنگ "یاوران مسٍم")
فَرماوَه ساقی بلوا مینای مِن(ساقی گفت از مینای من بنوش )
سَرشار که سا غَر بِدهَ پَیا پِی (ساغر جام لبریز را پیاپی بده)
پَیا پِی پِر کِرد پَیا پِی نوشام(پیاپی پر کرد و پیاپی نوشیدم)
تا کِه دیده ی دِل هِجرَ دوس نوشا (تا چشم دل دوری دوست را احساس کرد)
--------------------------------------------------
*****************************
خوب در مورد این پست خاص بايد بگم که هرجا در پستهای آينده
نوشتم روجوع شود به پست خاص يعنی در پايين این پست يه
چيزی اضافه کردم!!!
--------------------------------------------------
در انتهای کوچه ی بنبست ایستاده بود و با چشمانی نگران به
پشت سرش نگاه ميکرد.
مدام يک سؤال را از خودش ميپرسيد:
آيا به تنهايی يارای برگشتن از این کوچه را دارد!؟
--------------------------------------------------
امروز بعد از مدتها بازم به ارکات برگشتم.
اوّلين کاری که آدم ميکنه بعد از پيوستن به این گروهها اینه که
دوستاشو پيدا کنه و به عبارتی add کنه!
يادم اومد به اون موقع که تازه ارکات اومده بود!
که چه آدمايی رو add کردم و تو ليست چه آدمايی تا مدتها
تنها من بودم! که این رفيقمون حسام ما رو سر این قضيه دست
مينداخت! خلاصه گذشت و گذشت و الان همون آدمها بالای 100
تا توی ليستشونه و .... الان خيلی ها رو ديگه حتی نميتونم add کنم!
زندگی يعنی همين!
-------------------------------------------------این عکس رو خيلی وقته درست کردم و امروز گذاشتمش اینجا!بدون شرح ميباشد پس سؤال نپرسيد! خودتون فکر کنيد!

--------------------------------------------------
کارهايی که آدم بهتره انجام نده!
1) اگه رانندگی بلد نيستيد و گواهينامتون همراهتون نيست
پشت ماشين نشينيد و اگه ميشينيد حداقل به علامت ورود ممنوع
به خيابون يک طرفه دقت کنيد اگه نه ممکن پليس بگيردتون!!!
2) يک روز ممکن بزرگترين روز زندگيتون باشه پس الکی از دستش نديد!
3) يک شب ممکن پر خاطره ترين شبتون باشه پس....
4) يک فرد ممکن ....!
5) وقتی تو ماشين نشستيد حواستون به اتوبوس کناری باشه! :)
--------------------------------------------------
و یک سال به سر رسید ...
پایان.
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 9:12 بعد از ظهر  توسط امین
|