چند روز پيش که داشتم يه مروری بر وبلاگ خودم ميکردم
به
پست پاييز برخوردم
ميخوام يه باره ديگه اینجا بنويسمش:
پاييز آمد
تک تک برگ درختان رنگ باختند
و برای سفر آماده شدند
ولی من هنوز در خم کوچه تنهايی
چشم انتظار کسی هستم
که در کوچه دلواپسی چشم انتظارم بوده.
ولی این دفعه ميخوام به اونی تقديمش کنم که....
چِمدونم!!!
امين.
2
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 7:53 بعد از ظهر  توسط امین
|