سلام
خوب در مورد سؤال پست پيش ميخوام يکم از بالا به قضيه نگاه کنيم
اولين چيزی که بعد خوندنش به ذهن ميرسه تناقضه.
آب و خشکی. شيرين و شور. وقتی داشتم مينوشتم به ذهنم رسيد که
خشکی بعد از دريا را ناکامل بذارم ميشد برداشت کرد که منظورم بيابون
نيست! این اطلاعات اضافی کجای سؤال نهفتست؟
دومين چيز طاقت فرسا بودن مسيره که يه مسافت طولانی را بايد
طی کرد هرچند هيچ جا از واژه طولانی استفاده نشده بود ولی ميشد
از لغات دريا و بيابون این برداشت را کرد پس بازم اطلاعات اضافی!
خوب این فقط يه مقدمه بود که به نظرم جالب ميومد. جالبه آدم به این چيزا
فکر کنه (البته اگه مثل من بيکار باشه!)
به هر صورت فقط با توجه به این فرضيات سؤال با معنی ميشه.
و حالا به اصل قضيه بپردازيم.
در مورد این سؤال خاص من خودم بيابان را انتخاب ميکردم جالبه که
محمد هم کلی دليل آورده که دريا بهتره ولی خودش هم بيابان را انتخاب
کرده! همچنين داوود هم بيابون را انتخاب کرد! يکم پيش خودتون فکر کنيد
ببينيد جدّا کدوم را انتخاب ميکردين! واقعا دريا عاقلانه تره پس چرا خيلی
از ما بيابون را انتخاب ميکنيم(نه همه! مثلا گولی!)؟ این حس چيه که باعث
برتری بيابون ميشه؟ من خودم جوابی براش دارم ولی برام جالبه بدونم بقيه
چی فکر ميکنن. پس من نظرم را ميذارم برای پست بعد.
نکته ديگه اینه که به نظر من این انتخاب خيلی شبيه انتخاب های انسان
توی زندگيشه! ولی توضيح راجع به این مسئله هم بماند بعد از تشريح انتخاب
بيابون برای پست بعد!
امين.
------------------------------------------------
شنيدم بازم دانشگاه تهران و اميرکبير
شلوغ شده. من فقط اميدوارم خون
بی بهره ريخته نشه. دلم ميخواست ایران بودم و از نزديک با این واقعه روبرو ميشدم.
2
نوشته شده در جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 10:17 قبل از ظهر  توسط امین
|