شکايت
"شما ها چی شدين؟
کجا رفتين! من منتظرم. از چشم انتظار گذاشتن خوشتون مياد؟
لعنتی ها حرف بزنيد. شما بايد بدونيد چه کسی . . ."
این قسمتی از نمايش نامه ی هملت بود! بخاطر اینکه نظر نداشتم
شاکی شدم! 4 تا پست و يک نظر اونم از تازه ترين دوستم. ممنونم
رضا.2 پست بعدی من راجع به این خواهد بود که چرا اصلا وبلاگ مينويسيم
ولی این پست فقط يک شکايت بود . شکايت يک متهم در دادگاهی که
قاضی نداشت.
امين.
2
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 10:40 قبل از ظهر  توسط امین