تبليغاتX
شب مهتاب
شب مهتاب
مسافر
سلام

بچه ها يه چيز خيلی خيلی جالب. امروز يک آهنگ گوش ميکردم ياد
يک روز افتدم که يکی از دوستانم به من گفت این آهنگ خيلی قشنگه
و من يادم مياد اون روز نفهميدم چقدر قشنگه! قصه کسی که رفته سفر!
شايد مثل خيلی از ما ها! :)
من متنشو براتون نوشتم و لينکشم گذاشتم ميتونيد
دانلود کنيد و گوش کنيد.

آهنگ مسافر از بهادر خوارزمی

متن:

روزی که می خواستم از شهرمون برم
پیش هزاران چشم تو گریه می کردی می گفتی با حسرت دیگه بر نمی گردی
گفتم که عمر این صفر کوتاهه کوتاهه گفتی که یاد من همیشه با تو همراهه
گفتم مبادا جای من را دیگری گیرد گفتی که منتظر نشستن آخرین راهه
حالا که برگشتم با آرزوهایم دست قشنگ تو، در دست من سرده
دید نگاه تو دیگه بر نمی گرده
دل را اگر دادی به دیگری بگو بگو از من تو پیدا کرده بهتری بگو بگو
دل را به این و آن سپردن خود بود گناه از دام من می خوای که بپری بگو بگو
گفتم که عمر این صفر کوتاهه کوتاهه گفتی که یاد من همیشه با تو همراهه
گفتم مبادا جای من را دیگری گیرد گفتی که منتظر نشستن آخرین راهه
حالا که برگشتم با آرزوهایم دست قشنگ تو، در دست من سرده
دید نگاه تو دیگه بر نمی گرده
نجاتم ده از عشق های ریاکارانه ی واهی
پناهم ده در آستانت تو ای بخشنده دادی
روزی که می خواستم از شهرمون برم
پیش هزاران چشم تو گریه می کردی می گفتی با حسرت دیگه بر نمی گردی
گفتم که عمر این صفر کوتاهه کوتاهه گفتی که یاد من همیشه با تو همراهه
گفتم مبادا جای من را دیگری گیرد گفتی که منتظر نشستن آخرین راهه
حالا که برگشتم با آرزوهایم دست قشنگ تو، در دست من سرده
دید نگاه تو دیگه بر نمی گرده
نجاتم ده از عشق های ریاکارانه ی واهی
پناهم ده در آستانت تو ای بخشنده دادی

نجاتم ده از عشق های ریاکارانه ی واهی
پناهم ده در آستانت تو ای بخشنده دادی

آمین
نجاتم ده از عشق های ریاکارانه ی واهی
پناهم ده در آستانت تو ای بخشنده دادی

نجاتم ده از عشق های ریاکارانه ی واهی
پناهم ده در آستانت تو ای بخشنده دادی

نجاتم ده از عشق های ریاکارانه ی واهی
پناهم ده در آستانت تو ای بخشنده دادی
آمین

2 نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 8:17 قبل از ظهر  توسط امین  |