پاييز
سلام بچه ها
دارم ميرم هيوستون! پيش کيارش .
وقتی برگشتم براتون تعريف ميکنم چيکار کرديم اونجا!
ولی شعر این هفته رو تا يادم نرفته بگم:
پاييز آمد
تک تک برگ درختان رنگ باختند
و برای سفر آماده شدند
ولی من هنوز در خم کوچه تنهايی
چشم انتظار کسی هستم
که در کوچه دلواپسی چشم انتظارم بود.
خدايی من بايد شاعر ميشدم :))
و اما تفسير:
این شعر تفسير نداره و تقديمش ميکنم به همه ی
افرادی که قابل بدوننش ...
امين
2
نوشته شده در چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 9:28 بعد از ظهر  توسط امین
|