خاطره
همونطوری که از حال و هوای وبلاگ (منظورم موزيکه!)مشخصه
امروز دلم بازم گرفت. برای همه اون چيزايی که توی ایران جا گذاشتم.
ميدونين ياد کوچه های طرشت افتادم که شبها هواش بوی برگ
درختا رو ميداد!
ياد گربه جلوی مغازه ی آقا علی که بچه ها دمشو کنده بودن!
ياد خونمون. کوچه ی جلوی خونمون که چقدر توش دوچرخه سواری کردم
ياد کوه های که رفتم. ياد هم اتاقيام که چقدر باشون اینورو اونور رفتيم.
ياد کوه های شهرکرد که با پسر خاله هام ميرفتيم.
ياد دوستايی که الان پيششون نيستم و حتّی نميدونم کجان.
فقط ميتونم بگم دوستان هر جا هستين خوش باشين و منم
خوبم با ياد گذشته ها.
قول ميدم هيچ وقت خاطره هام رو فراموش نکنم.
تيوپ سواری هام روی برف.
قايق سواری های توی خزر.
امين
2
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 1:19 قبل از ظهر  توسط امین