مطمئنا صدا مهمه. مثلا "قد قد" کاملا يه صدای زمينی. ميشه اسارت و تنبلی که از قانع شدن سرچشمه ميگيره رو درش حس کرد. اونقدر
سنگين که خودش کافيه تا نتونی پرواز کنی. ولی در عوض مثلا "کوَ کوَ
"خيلی سبُکه. رهايی درش موج ميزنه. کاملا مشخص که صدای
زمينی نيست. ممکن چند وقتی رو رو زمين طی کنه ولی بالاخره
پرواز ميکنه و دور ميشه. اینو بايد يادم باشه. "کوَ کوَ...
"
-----------------------------------------
بعضی وقتا آدم حرف زياد داره ولی کسی نيست که به حرفاش گوش کنه
.بعضی وقتا آدمی پيدا ميشه که به حرفات گوش کنه ولی حرفی برای زدن
باقی نمونده
.اخيرا به این نکته رسيدم که زندگی خيلی شبيه پوکر. در حقيقت پوکر
يه جورايی رياضی شده ی زندگيه.(با يه کم بزرگ نمايی
!)همونقدر که يه دست خوب ميتونه تو رو ثروتمند کنه همونقدر ميتونه
همه چيزتو ازت بگيره. ما هم هميشه در حال يادگرفتنيم. بايد ياد بگيريم
با هر دستی چجور بازی کنيم. خيلی وقتا بايد هزينشو بپردازيم. هميشه
هم بايد حواسمون باشه که ممکن کسی دست بهتر داشته باشه. ولی
يه فرق بزرگ اینجا وجود داره که این دو تا رو خيلی متمايز کرده
:پوکر تقريبا حافظه نداره و دست بعدی تو مستقل از دست فعليته ولی
متأسفانه (و يا خوشبختانه) زندگی با حافظست
...
2
نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 3:26 بعد از ظهر  توسط امین
|