تبليغاتX
شب مهتاب
شب مهتاب
قسمت پنجم
امروز خیلی هوا خویه. وقتی اون بالا واساده یودم یه باد خنک
را رو صورتم حس میکردم. هوا بوی بهار میداد. اگه قول نداده
بودم تنها پرواز میکردم. الان دوباره برمیگردم. اومدم که عینکم رو
بردارم چون وقتی فاصله زیاد میشه چشمم خوب نمی بینه.

(پایان بخش دوم)
----------------------------------------------------------------------------
دنیا خیلی عجیبه! من هیچوقت نتونستم درست بفهممش. این
جالبه که حتی وقتی تو خوابی هم دنیای تو در جریانه! نه؟

امین
2 نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 8:52 قبل از ظهر  توسط امین  |