عاشقانه
خوب من امروز ميخوام يک درام کوتاه عاشقانه بنويسم!
ميخوام ببينم ميتونم يا نه :)
از پله ها که بالا ميرفت چشمش به کسی افتاد که در بالای
پله ها منتظرش ایستاده بود.
توی نگاهش همه سالهايی که انتظارش را کشيده بود ميشد
ديد. و روی لبهاش خنده ای به نشانه ی تشکر...
توی اون جشن چيزی نميشنيد غير حرفای او و چيزی نميديد
جز خود او. آری داشت بهترين لحظه های زندگيشو تجربه ميکرد.
وقتی از پله ها پايين ميرفت به خيلی چيزا فکر ميکرد ولی هرگز
این فکر به ذهنش خطور نکرد که شايد این آخرين باری بود که ...
امين.
------------------------------------
چرا این مدّت من وبلاگ هر کسی را که سر ميزدم آپديت نشده بود؟
------------------------------------
راستی من جا داره به برادر دينی خودم
مهندس کيا تبريک بگم که
ماشين خريده! چقدرشو از خودش بپرسيد! من نميدونم :))
------------------------------------
-ميدونم٬ نميتونم ...
-نميدونم ...
-يعنی...؟
-آره!
2
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 3:2 قبل از ظهر  توسط امین
|
اير هاکی
اير هاکی از يک مهره شناور در هوا تشکيل شده که با يک
ضربه کوچيک شتاب زيادی ميگيره و به هر طرف ممکن حرکت کنه!
يه جورايی شبيه زندگی همه ماست!
من امشب يه جايی بودم که اير هاکی داشت ولی بازی نکردم
دلم نميخواست آخرين باری که این بازی را کردم فراموش کنم!
(و شايد اوّلين بار! )
امين.
-------------------------------------------------
اینو تازه پيدا کردم و چند روزه دارم زياد گوشش ميکنم.
يه جورايی هم خيلی حرفا برای گفتن داره و هم به بهترين شکل
ممکن خونده شده. خدا بيامرزدش... {مثل خيلی های ديگه!}
2
نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 7:15 بعد از ظهر  توسط امین
|
رذالت
سلام
تا حالا شده حالتون از خودتون, آدمای دورو برتون و کلا زندگی بهم
بخوره؟ فکر کنيد که کلا رذالت داره به دنيا حکومت ميکنه؟
دنيا چقدر کوچيکه ولی چقدر دير حق به حق دار ميرسه! و اگه به
جهان آخرت هم اعتقاد نداشته باشيم اصلا ممکنه نرسه!
چقدر مردم پستن و همه به فکر خودشونن.
این واقعا نتيجه من از زندگيم تا حالاست
بيش از 95% افراد تو زندگی آخرش منافع خودشونو در نظر ميگيرن.
(اون 5% را هم من نديدم ولی خطا را هميشه بايد در نظر گرفت!)
اگر چه نظر من اینه که زندگی مثله يک چند وجهيه وقتی
داری يه وجهايی را ميبينی حتما مطمئن باش که يک سری ديگه
از وج ها را دری از دست ميدی!
ولی بعضی وقتا با اینکه اینو ميدونی اونقدر دلت پره که فقط دلت ميخواد
به خودت باور بدی که این جسم سه بعدی در واقع همون دو بعديه!
امين.
2
نوشته شده در شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 11:18 قبل از ظهر  توسط امین
دسته بندی
سلام
اوّل راجع به سؤال پست قبل يک نکته بگم و اونم اینه که هر کسی
جواب خاص خودش را داره و جواب به این سؤال فقط ميتونه يه جور
شناخت از خودتون به خودتون بده...
حالا يه دسته بندی:
فرض کنيد راه اوّل اصلا وجود نداشت و شما بايد با تنظيم پارامتر های
x,y راه دوم را سپری کنيد.
اینجا دو نوع آدم بوجود مياد.
1) کسی که از بين دو انتخاب x را انتخاب و ماکسيمم ميکنه
به این دسته از انسانها optimistic ميگن. يعنی کسانی که به دنبال
افزايش سود خود در يک جريان هستند.
2) کسی که از بينه دو انتخاب y را انتخاب و مينيمم ميکند
به این دسته pessimistic ميگن . يعنی افرادی که به دنبال کاهش دادن
ضرر خود در يک جريان ميباشند.
خوب حالا ميتونيد به این فکر کنيد که اگه يک فرد optimistic يه همسر
يا يه دوست pessimistic داشته باشه چه اتفاق هايی ميتونه بيفته!
امين.
-----------------------------------------
این
مقاله به نظر من چيزهای زيادی برای خوندن داره.
حداقل همين که ببينيم در کجای دنيا ایستاديم و يک سری عمده ای از
مشکلات اجتماعی ما از کجا سرچشمه ميگيرن. (اطلاعات آماری)
و البته يک سری اطلاعات ديگه هم داره که فکر کنم دونستنشون بد
نباشه. (البته اگه نميدونيد!)
-----------------------------------------
هفته ی گذشته کنسرت اندی و کامران هومن رفتم . قسمت اندی خوب
بود. چون همش آهنگ شاد و باحال خوند. ولی قسمت کامران هومن
کلی حال گيری بود! اوّل که با اهنگ نمره ی 20 شروع کردن (که فقط
ياد آور کلی خاطره بود برای من) بعدش هم يکی در ميون آهنگ غمگين
ميخوندن که خوب معلومه چی ميشه ديگه! و در پايان هم با نمره ی 20
تمام شد...
2
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 8:11 بعد از ظهر  توسط امین
|
کدام راه؟
سلام
از نظرات دوستان بسيار ممنونم و حالا به نظرات خودم ميرسيم:
1) توی بيابون زير پای آدم سفت و خواه نا خواه همه ی ما به این
عادت کرديم که پامون را جای محکم بذاريم و ازش ضرب المثلها
ساختيم!
2) اگه لاک پشت بوديم حتما دريا را انتخاب ميکرديم
3) جالب بدونيد که توی دريای شور آدم زودتر ميميره!!! (بخاطر
خاصيت اسمزی) اینو خودم هم نميدونستم!!!
---------------------------------------
دقت کنيد چند تا از تصميم ها را الکی ميگيريم فقط به این دليل که
آيندشو ميدونيم! و خيلی از فرصتها را از دست ميديم چون ميترسيم
از آيندش هرچند حتی اگه چيزه بهتری در پيش رو داشته باشه!
بذاريد يه سؤال روانشناسی براتون طرح کنم.
فکر کنيد بهتون ميگن يک مسيری را بايد بريد تا به يه مکان برسید
حالا این مسير ميتونه يک خيابون کوتاه باشه و بعدش يک محل خوب
يا ميتونه يک بيابون طولانی باشه که به احتمال x به يک بهشت
(بسيار خوب) ميرسی و به احتمال ۱+x-y- به يک جای نه چندان خوب.
و به احتمال y ميميری! و البته y کوچيکه.
خوب حالا هرکسی يک مينيمم x و ماکسيمم y را ارائه ميده که يه جور
ريسک پذيری آدم را مشخص ميکنه!
من آدمهای زيادی ميشناسم که توی مهمترين تصميمات زندگيشون
فقط با فرض x=۱گزينه ی دوّم را انتخاب ميکنند! اینها کسايی هستند
که راه اول را انتخاب ميکنند و هميشه تأسف ميخورند که چرا ديگری
را انتخاب نکردند!
حالا سؤال اینه که کدوم پارامتر مهم تره؟ x يا y ؟ با این شرط که بدونيم y<۰/۲
امين.
-----------------------------------------
من يه کنسرت از خوانندگان مستهجن کشور عزيزمون رفتم که بد نبود و در
پست بعد راجع به اون توضيح خواهم داد!
2
نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 2:47 قبل از ظهر  توسط امین
|
تناقض
سلام
خوب در مورد سؤال پست پيش ميخوام يکم از بالا به قضيه نگاه کنيم
اولين چيزی که بعد خوندنش به ذهن ميرسه تناقضه.
آب و خشکی. شيرين و شور. وقتی داشتم مينوشتم به ذهنم رسيد که
خشکی بعد از دريا را ناکامل بذارم ميشد برداشت کرد که منظورم بيابون
نيست! این اطلاعات اضافی کجای سؤال نهفتست؟
دومين چيز طاقت فرسا بودن مسيره که يه مسافت طولانی را بايد
طی کرد هرچند هيچ جا از واژه طولانی استفاده نشده بود ولی ميشد
از لغات دريا و بيابون این برداشت را کرد پس بازم اطلاعات اضافی!
خوب این فقط يه مقدمه بود که به نظرم جالب ميومد. جالبه آدم به این چيزا
فکر کنه (البته اگه مثل من بيکار باشه!)
به هر صورت فقط با توجه به این فرضيات سؤال با معنی ميشه.
و حالا به اصل قضيه بپردازيم.
در مورد این سؤال خاص من خودم بيابان را انتخاب ميکردم جالبه که
محمد هم کلی دليل آورده که دريا بهتره ولی خودش هم بيابان را انتخاب
کرده! همچنين داوود هم بيابون را انتخاب کرد! يکم پيش خودتون فکر کنيد
ببينيد جدّا کدوم را انتخاب ميکردين! واقعا دريا عاقلانه تره پس چرا خيلی
از ما بيابون را انتخاب ميکنيم(نه همه! مثلا گولی!)؟ این حس چيه که باعث
برتری بيابون ميشه؟ من خودم جوابی براش دارم ولی برام جالبه بدونم بقيه
چی فکر ميکنن. پس من نظرم را ميذارم برای پست بعد.
نکته ديگه اینه که به نظر من این انتخاب خيلی شبيه انتخاب های انسان
توی زندگيشه! ولی توضيح راجع به این مسئله هم بماند بعد از تشريح انتخاب
بيابون برای پست بعد!
امين.
------------------------------------------------
شنيدم بازم دانشگاه تهران و اميرکبير
شلوغ شده. من فقط اميدوارم خون
بی بهره ريخته نشه. دلم ميخواست ایران بودم و از نزديک با این واقعه روبرو ميشدم.
2
نوشته شده در جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 10:17 قبل از ظهر  توسط امین
|
ميانگين
اول ميخواستم راجع به این لينکی که در پست قبل گذاشته بودم
توضيح بدم.
3 سال پيش در چين کسی پيدا ميشه که ادعا ميکنه يه کار نوين
در چيپ ست دی اس پی انجام داده.
ایشون فارق التحصيل دانشگاه بنده بودن! و استادشون بعد این کار
بسيار ازش قدر دانی ميکنه و ميگه که بله ایشون بسيار دانشجوی
خوبی بود از اوّلش هم!
و بعد سه سال امسال کشف ميشه که ایشون این کار را از "تی آی "
دزديده بوده!
اوايل که من اومده بودم اینجا ميديدم من مثلا 1 روز روی بعضی از تمرين های
بعضی از درسها کار ميکنم و مثلا آخرش از 50 ميگيرم 45 خوشحال ميرفتم
ميانگين را چک ميکردم و ميديدم که ميانگين 47 است!!!!
و جالب اینجا بود که ميانگين امتحان ها اصلا خوب نبود! بعدها فهميدم
دوستان چينی جواب همه سؤالها را دارند و همه 50 ميگيرن! با يک نفوذ
استادانه این ترم از عزيزان مستفيض شديم!
خيلی از دوستان ميدونند که چين در المپياد همواره رتبه ی يک را حفظ کرده
من از يکی از اینايی که رفته بود پرسيدم که شما چند سال کلاس آمادگی
داريد و گفت اصلا ما کلاس آمادگی نداريم!! (به این ميگن انکار بلبيخ!)
تا چندی پيش پی بردم که دوستان اصلا دبيرستان مخصوص دارند!
خوب حالا ميتونيد خودتون جای خالی پست پيش را پر کنيد!
امين.
--------------------------------------------------
اینم
سخنرانی دوست عزيزمون آيت الله خزعلی. واقعا استفاده کردم
ديدم حيف دوستان محضوض نشوند.
-------------------------------------------------
يه سؤال.
به نظر شما اگه يک نفر بايد از بين دوتا گزينه ی زير يکی را انتخاب کنه
کدوم انتخاب عاقلانه تره؟
1) يه مسافتی را توی دريای شور شنا کنه تا به يک خشکی برسه؟
2) يک مسافتی را توی بيابون راه بره تا به يک درياچه آب شيرين برسه؟
توضيحات مربوطه در پست بعد ارائه خواهد شد!
2
نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 10:2 قبل از ظهر  توسط امین
|