اخبار
با این وجود که نميخواستم به این زودی وبلاگ رو
آپديت کنم ولی امروز که این مقاله را خوندم دلم
نيومد
لینکشو اینجا نذارم واقعا مسئله داره جالب
ميشه!
امين
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 7:45 بعد از ظهر  توسط امین
|
امتحان
سلام
این هفته هفته ی آخر کلاس ها بود و هفته ی بعد من امتحان دارم
يه چيز جالب اینه که من تا حالا تو عمرم امتحان ساعت 7 تا 10 شب
نداده بودم که اینجا دارم ميدم!
و چيز جالب ديگه اینکه در کمتر از 48 ساعت 3 تا امتحان!
به خاطر همين این هفته ديگه چيزی نمينويسم ولی از هفته ای بعد
يه سری ایده جديد دارم که ميخوام پياده سازيشون کنم!!!
راستی يه چيزی هم بايد بگم که بعدا ميگم!
خوب پس تا هفته ی بعد.
امين.
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 3:3 قبل از ظهر  توسط امین
|
تقويم
روز ها ميگذرد و برگ برگ تقويم من در حال
پر شدن از کلمات می آيدها و نمی آيدها ست.
امين
2
نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 9:14 بعد از ظهر  توسط امین
|
سرما
اول بايد درگذشت ادمايی که توی حادثه ی سقوط هواپيما
جان باختن رو به همه ی ایرانی ها تسليت بگم.
به اميد اینکه يه روزی بالاخره هواپيما های لعنتی ما درست بشن!
امروز روز دوم بود که دانشگاه آستين به خاطر سرمای
بی سابقه ی هوا تعطيل شد!
مثل اینکه دمای هوا تا -10 درجه ی سانتيگراد هم سرد شده بود.
و ماشينها که تعليم رانندگی در برف رو نديده بودند هم تصادف های
زيادی رو به بار آوردن! ولی جاده ها يخ نزده بود و من فکر ميکنم
به خاطره جو گيری بوده بيشتر! :))
در مورد عکس هم بايد بگم حسام, در چند روز اينده يک سری عکس در
وب لاگم خواهم گذاشت.
امين
2
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 11:56 بعد از ظهر  توسط امین
|
کيارش
ببخشيد پست این دفعه اینقدر دير شد.
چند تا چيز بايد بگم اولا راجع به کنسرت معين که با کيارش
رفتيم بايد بگم بد نبود و البته ما از قرهای کيارش
لذت برديم! ولی هيوستن اصلا قشنگ تر از آستين نيست!
در ضمن این کيارش ما مخ همه رو اونجا کار گرفته بد فرم جوری
که منم کم کم داشت باورم ميشد حرفاشا!
{این يه شوخی بی مزه بود کيارش!}
ديگه بايد اعتراف کنم دانشگاه رايس قشنگ تر از دانشگاه
ماست! ولی اگه بشه اسم دانشگاه ما رو اصلا دانشگاه
گذاشت چون بيشتر شبيه ساختمون های وسط شهر ميمونه
و اما جمله این هفته:
اگر رودخانه ای از گل سرخی رنگ گرفت اسمش را دل گذار
ولی اگر دلی از گل سرخی نرنگيد اسمش رو سنگ.
تفسير: اینجا چند نکته خيلی مهمه!
1) نرنگيدن يعنی رنگ نگرفتن
2) گل سرخ ميتونه هر گلی باشه مثلا خرزهره فقط کافيه سرخ
باشه چون چيزه ديگه ای ذکر نشده.
3)دل مگه خودش سرخ نيست پس چطوری از گل سرخ رنگ بگيره
4) حتی سنگ هم اگه تلاش کنی از گل سرخ رنگ ميگيره!
امين
2
نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 0:43 قبل از ظهر  توسط امین
|
پاييز
سلام بچه ها
دارم ميرم هيوستون! پيش کيارش .
وقتی برگشتم براتون تعريف ميکنم چيکار کرديم اونجا!
ولی شعر این هفته رو تا يادم نرفته بگم:
پاييز آمد
تک تک برگ درختان رنگ باختند
و برای سفر آماده شدند
ولی من هنوز در خم کوچه تنهايی
چشم انتظار کسی هستم
که در کوچه دلواپسی چشم انتظارم بود.
خدايی من بايد شاعر ميشدم :))
و اما تفسير:
این شعر تفسير نداره و تقديمش ميکنم به همه ی
افرادی که قابل بدوننش ...
امين
2
نوشته شده در چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 9:28 بعد از ظهر  توسط امین
|